تبليغاتX
لب چشمه - درگذشت هارولد پينتر
 
کلوپ مشتريان نشر چشمه
 

هارولد پينترهارولد پینتر؛ شکسپیر معاصر انگلیس، به ابدیت پیوست.
خبر کوتاه است، همچون تمامی اخبار مرگ. هارولد پینتر با آن اضطراب پس دیوارهای زندان‌گونه شخصیت‌های نمایشی‌اش، با آن نگاه ژرف و عمیقش به هستی و وقایع روز دنیا، با تصویری اتاق‌گونه از زندگی انسان مدرن و وحشت پس این دیوارها، جزو طلایی‌ترین دوره نویسندگان جریان‌گریز، متفاوت و آوانگارد، تأثیر عمیقی را بر تئاتر جهان گذاشت. او که در چند سال اخیر شدیدا نسبت به مسائل روز جهان واکنشی مستقیم داشت، چنانکه هیچ رفتار ضد انسانی رهبران جهان از تیر نقد او در امان نبود، اکنون به هم سلکانش؛ بکت، یونسکو، ژاری و ... پیوسته است. باز نشر این دو بیوگرافی تنها و تنها ادای دینی است به علاقه شخصی خود نسبت به این نمایشنامه نویس بزرگ جهان. نویسنده‌ای که ترجمه‌ي نمایشنامه‌ي فاسق او، مدت‌ها است در کشوی میز کارم منتظر چاپ است و...

یک
هارولد پینتر در دهم اکتبر سال ۱۹۳۰ در خانواده‌ی یهودی در محله «هاکنی» لندن چشم به جهان گشود. پدرش خیاط لباس‌های زنانه بود. هارولد، بازیگری را در دبیرستان شروع کرد و نقش‌هایی در نمایشنامه‌هایی چند از جمله «مکبث» و «رمئو» را در این سال‌ها بازی کرد. او علاقه بسیاری هم به ورزش داشت و در مسابقات دو و میدانی دبیرستان‌ها شرکت می‌کرد و چند مرتبه صاحب رکورد هم شده بود.
در سال ۱۹۴۸ از طریق بورسی وارد آکادمی سلطنتی «هنرهای دراماتیک» شد. اما پس از یک ترم شش ماهه به دلیل رفتار زننده و نابه‌هنجارش به او اخطار داده شد و هارولد سرکش آنجا را ترک کرد. همچنین هنگامی که در سالهای ۱۹۴۹-۱۹۴۸ به خدمت سربازی فرا خوانده شد از رفتن به سربازی سر باز زده و محکوم به پرداخت جریمه شد.
در سال ۱۹۵۰ موفق می‌شود در «مجله پئوتری لندن» اشعاری از خود را به چاپ برساند. هارولد جوان در همین سال کار حرفه‌ای خود را با ایفای نقش در یک سریال تلوزیونی آغاز کرد و به عنوان بازیگری حرفه‌ای با بی.بی.سی قرارداد می‌بندد. در یک سال بعد، در نمایشی رادیوئی به نام «هانری هشتم» اثر شکسپیر بازی کرد و در همان سال با گروه خود به ایرلند سفر می‌کند و نقش‌های «هوراشیو» و «باسانیو» و «کاسیو» را بازی می‌کند.
در سال ۱۹۵۶ اولین نمایشنامه خود به نام «اتاق» را به نگارش در می آورد و این نمایشنامه را به دوستش «هنری ولف» که دانشجوی تئاتر در دانشگاه «بریستول» بود، می‌دهد. پس از به صحنه رفتن این متن، پینتر تصمیم می‌گیرد به کار نوشتن ادامه دهد. نمایشنامه پینتر با چنان موفقیتی روبرو می‌شود که  یک مدرسه دیگر از پینتر اجازه می‌خواهد تا نمایشنامه اتاق را به صحنه ببرد. در همین سال پینتر نمایشنامه‌های «مستخدم ماشینی» و «جشن تولد» را به رشته تحریر در می‌آورد. این دو متن هم به‌روی صحنه رفته و مستخدم ماشینی به موفقیت چشمگیری دست می‌یابد. جشن تولد هم توسط «پیتر وود» کارگردانی می‌شود. در نوزدهم ماه مه همان سال باز هم جشن تولد به صحنه می‌رود و این بار مورد انتقاد سرسختانه و بسیار شدید منتقدان قرار می‌گیرد. منتقدان می‌گویند این متن تقلیدی است از نمایشنامه «درس» اثر «اوژن یونسکو».
پینتر در ۲۷ اکتبر سال ۱۹۵۸ نمایشنامه دیگری به عنوان «درد مختصر» را به نگارش در می‌آورد در همان سال هم متن مستخدم ماشینی و هم جشن تولد در آلمان اجراهای جهانی خود را بر صحنه می‌برند و این نخستین موفقیت جدی پینتر را به دنبال می‌آورد.در سال ۱۹۵۹ نمایشنامه رادیوئی او به نام «شبی بیرون از خانه» اجرا می‌شود که موفقیت چشمگیری را برای او به همراه دارد.
نمایشنامه‌های «سختی در کارها»، «سیاه و سفید» و درد مختصر اجرا می‌شوند. در همان سال در تئاتر ملی آلمان بار دیگر نمایشنامه جشن تولد بر صحنه می‌رود و مستخدم ماشینی هم در کلوپ «هامپ استد» اجرا می شود.
اولین اجرای «سرایدار» در ۲۴ آوریل ۱۹۶۰ در لندن صورت گرفت. یکی از منتقدین در باره‌ي این متن گفته بود: «این متن شاهکار ابسورد است و بزرگترین نمایشنامه قرن بیستم -به شرطی که در انتظار گودو وجود نداشته باشد!»
پینتر که شدیدا تحت تاثیر «بکت» و «کافکا» بود، مانند این دو نویسنده برخوردی اگزیستانسیالیسم با مسائل و زندگی دارد. نوع زیست و هستی هر انسانی مبین تفکر اوست و باید «فروید» را هم به این دو نویسنده اضافه کنیم. چرا که نوشته‌های هارولد پینتر به شدت رنگ و بویی فرویدی دارند و اروتیسم در آنها به وفور یافت می‌شود. خود پینتر در باره بکت و کافکا می گوید: «هنگامی که آثار این دو نویسنده را می‌خواندم به چیز بسیار عجیبی دست یافتم که ارتباط این دو نویسنده با هم بود. در آثار کافکا با وحشت و اضطرابی بسیار هیجان‌انگیز و دردناک روبرو می‌شدم؛ گویی در صحنه جنگی بدون سلاح گرفتار آمده باشید و وقتی به آثار بکت می‌رسیدم گویی در همان جبهه بودم؛ منتها در آرامش پس از نابودی!»

 دو
هارولد پينتر تنها فرزند پدر و مادري يهودي در اكتبر 1930 در محله‌ي هاكني شمال لندن متولد شد. پدرش خياط بود. او در فضايي سرشار از اظهارات يهود ستيزي بزرگ شد كه اهميت به‌سزايي در نمايش‌نامه‌نويس شدنش داشت. در شروع جنگ بين‌المللي دوم، در 9 سالگي مجبور به ترك لندن شد و در دوازده سالگي به لندن بازگشت. پينتر مي‌گويد تجربه‌ي بمباران‌هاي جنگ هيچ‌وقت او را رها نكرده است.
در لندن به مدرسه‌ي گرامر هاكني رفت و در آن‌جا با گروهي از معلمان و دانش‌آموزان خوش‌فكر، پرانرژي و به لحاظ عقلي ماجراجو، آشنا شد. همين باعث شد تئاتر و ضدفاشيسم مهم‌ترين تأثير را روي او بگذارد. فضاي سال‌هاي بلافاصله بعدازجنگ لندن سرشار از خشونت‌هاي ضد يهود بود كه صداي تأتري پرشور و حرارت، و ارعابي كه به تدريج رخنه مي‌كند و در واقع نمايش‌نامه‌هاي اوليه‌اش را شكل مي‌بخشد، چيزي از اين فضا در خود دارد.
در اين مدرسه نقش مكبث و رومئو و چند نقش ديگر را به كارگرداني ژوزف بررلي (Joseph Brearly) بازي كرد كه در انتخاب حرفه هنرپيشگي ترغيبش كرد. در سال 1948 بعد از مدرسه به آكادمي سلطنتي هنرهاي نمايشي (Royal Academy of Dramatic Art) رفت كه به دليل نارضايتي پس از دو ترم تحصيل، آن‌جا را ترك كرد. در سال 1949 دو بار به دليل سرپيچي از خدمت نظام‌وظيفه جريمه شد که اشارات زود هنگامي بر عزم مقاومت و مخالفت‌گرايي‌اش دارد که در جهت‌گيري کلي و شکل‌گيري بسياري از نمايش‌نامه‌هايش اثر گذاشته است.
در سال 1950 اولين اشعارش را منتشركرد و به خاطر اجراهاي شكسپير مشهور شد. از سال1951 تا 1957 با تورهاي تئاتر سنتي سفر و نقش‌هاي تاريخي و عمدتاً شكسپير را بازي كرد. در اين سال‌ها با نام ديويد بارون (David Baron) بازي مي‌كرد. هارولد پينتر در سال 1957 با نوشتن نمايش‌نامه‌ي اتاق (The Room) كه توسط دپارتمان هنرهاي نمايشي دانشگاه بريستول چاپ شد، خود را به عنوان نويسنده تثبيت كرد. اولين نمايش‌نامه‌اش، جشن تولد 1957(Birthday Party)، در 1958 در تئاتر ليريك لندن به روي صحنه رفت و به دليل ابعاد افسانه‌اي‌اش با شكست فاحشي مواجه شد و فقط يك هفته روي صحنه بود. اما بعدها بيش‌تر از ديگر نمايش‌نامه‌هايش به روي صحنه رفت. از ابتداي دهه شصت پينتر به عنوان نمايش‌نامه‌نويس مشهور شد؛ گرچه هنرپيشگي و كارگرداني تئاتر را هم هم‌زمان ادامه مي‌داد.
هارولد پينتر نماينده‌ي تئاتر بريتانيا در نيمه دوم قرن بيستم است و احتمالاً بيش از هر نمايش‌نامه‌نويس زنده‌ي ديگري موضوع گزارشات آكادميك مي‌باشد.
او را به عنوان مبتكر سبك نمايش جديدي به نام كمدي آزارنده (The Comedy of Menace) مي‌شناسند و نامش، پينترسك (Pintersque)، براي توصيف فضايي خاص به صورت صفت وارد زبان انگليسي شده است. تئاتر پينترسك در ابتدا روايتي از تئاتر پوچي تلقي مي‌شد؛ اما صحيح‌تر آن است كه به‌عنوان چيزي منحصر به‌فرد تلقي شود. همانThe Comedy of Menace كه نوعي نمايش روان‌شناسي است كه در آن فاصله‌هاي مشخصي را بگو مگوي شخصيت‌ها پر مي‌كنند كه ممكن است تجسم ترس‌هاي يك‌ديگر، احساس ناامني يا تمايلات جنسي پنهان باشند يا نباشند.
اين كمدي ژانري است كه در آن نويسنده، تسلط و اطاعت پنهان را در پيش پا افتاده‌ترين گفت‌وگوها نشان مي‌دهد.
مجموعه آثار پينتر ناهمگن است. تقريباً نمايش‌هايي كه در اوائل كارش نوشته پينترسك است مثل TheCaretaker(1960), Birthday Party, The Homecoming1965كه بيش از همه به روي صحنه رفته و در برنامه درسي دپارتمان‌هاي زبان گنجانده شده‌اند.
پينتر تئاتر را به عوامل بنيادي‌اش بازگرداند: فضاي بسته و گفت‌وگوي غيرقابل پيش‌بيني كه در آن آدم‌ها اسير دست يك‌ديگرند و از هم پاشيده شدن را بهانه مي‌كنند. با حداقل طرح (plot)، نمايش‌نامه از كش‌مكشي نيرومند و قايم‌موشك‌بازي بيان ِ متقابل شكل مي‌گيرد.
هارولد پينتر مي‌گويد به دنبال دوره‌ي اوليه رآليسم روان‌شناسي، مرحله دوم را كه تغزلي‌تر بود با نمايش‌نامه‌هايي از قبيل چشم انداز 1967(Landscape) و سكوت 1968 ادامه داده است و بالاخره به مرحله سياسي رسيده است. با كارهايي چون يكي براي جاده 1984 (One for The Road)، زبان كوهستان 1988(Mountain Language)، نظم نوين جهاني 1991(The New World Order). ولي اين تقسيم‌بندي به صورت دوره‌اي به نظر ساده كردن موضوع مي‌رسد زيرا بعضي نوشته‌هاي پرقدرتش را ناديده گرفته است. مثلاً ناكجاآباد 1974 (No Man’s Land).
از سال 1974 در كنار نويسندگي فعاليت‌هايي در زمينه حقوق بشر داشته است و اغلب مواضع جنجالي اتخاذ مي‌كند. پينتر در سال 2002 به سرطان مبتلا شد؛ با اين حال از تلاش نايستاد و در سال 2005 كانديداي جايزه‌ي نوبل ادبيات شد. رقيبان او نويسنده‌ي ترك «اوران پاموك» و شاعر سوري «آدونيس» بودند كه به نظر از او جلوتر مي‌آمدند؛ زيرا در 10سال اخير 9 جايزه ادبيات نوبل به اروپا تعلق گرفته بود و از طرفي اگر جايزه به اديبي انگليسي اهدا مي‌شد دومين جايزه نوبل ادبيات براي انگلستان ظرف 5 سال بود. بنابراين از آكادمي سوئد انتظار مي‌رفت كه به قاره‌ي ديگري به خصوص آسيا توجه كند.
پينتر با بردن جايزه‌ي ادبيات نوبل باعث درگيري بحث‌هاي گوناگوني شد كه تصميم آكادمي را از جهاتي انتخابي گريزناپذير از عوامل سياسي مي‌دانستند زيرا اين‌طور گمان مي‌رود که جايزه‌ي نوبل اغلب به کساني مثل «الکساندر سولژينيتس» از شوروي و «گونترگراس» نويسنده‌ي صريح‌الهجه‌ي آلماني تعلق مي‌گيرد که در زماني مشخص موضع سياسي دل‌سوزانه‌اي گرفته‌ باشند.
با اين حال گرچه ممكن است عقايد سياسي پينتر عاملي به‌شمار آمده باشد، اما اين جايزه از نظر هنري بسيار موجه است و دستاوردهاي نمايشي و ادبي پينتر، يك سروگردن بالاتر از ساير نويسندگان انگليسي است. در هر حال، انتقاد صريح پينتر از سياست خارجي آمريکا و مخالفتش با جنگ عراق، بدون شك او را از جنجالي‌ترين برندگان جايزه افتخارآميز نوبل ادبيات كرده است.
پينتر فرداي روزي که مطلع شد برنده‌ي جايزه نوبل شده در مصاحبه‌اي تلفني با روزنامه‌نگاري سوئدي گفت كه نمي‌تواند حرف بزند و اين خبر او را از پاي درآورده است و براي دريافت جايزه و سخنراني به استكهلم خواهد رفت. اما حالش رو به وخامت گذاشت و سخنراني خود را با عنوان «هنر، حقيقت، سياست» ضبط كرد و به آكادمي فرستاد كه هم‌زمان در دنيا پخش شد. پينتر سخنراني‌اش را اين طور شروع مي‌كند:
« در سال 1958 نوشتم: تشخيص بين اين‌كه چه چيز واقعي و چه چيز غيرواقعي است سخت نيست، همين‌طور بين چيزي كه درست است و چيزي كه غلط است. لازم نيست چيزي درست باشد يا غلط، مي‌تواند هم درست باشد هم غلط. اعتقاد دارم كه اين تأكيدها هنوز هم در كشف واقعيت از طريق هنر، كاربرد دارد. بنابراين به عنوان يك نويسنده از اين تأكيدها حمايت مي‌كنم ولي به عنوان يك شهروند بايد بپرسم:«درست چيست؟ غلط چيست؟»
پينتر نمايش‌نامه‌ها و فيلم‌نامه‌هايي هم براي راديو، تلويزيون و سينما نوشته است. از جمله فيلم‌نامه‌هايش مي‌توان به مشهورترين آن‌ها اشاره كرد:
 پيشخدمت (The Servant (1963، حادثه (The Accident (1967، بينابين رفتن (To Go Between (1971 و زن ستوان فرانسوي(1981 ) The French Lieutenant's Woman  (كه براساس رمان «پيچ در پيچ» جان فولز John Fowles نوشته است).

 جوايز:
ـ Commander of the British Empire CBE
- جايزه شكسپير (هامبورگ)
- جايزه اروپايي براي ادبيات (وين)
- جايزه پيراندلو (پالرمو)
- جايزه بريتانيايي ادبيات ديويد كوهن
- جايزه لورنس الوير
- جايزه ويلفرد اوئن براي شعرجنگ (War) كه عليه امريكا است.
- جايزه يك عمر دستاوردهنري به افتخار مولير
- جايزه نوبل ادبيات

 پينتر دوباره ازدواج كرده است:
1956 با « ويوين مرچنت » هنرپيشه
1980 با « ليدي آنتونيا فريزر »

منابع:

یک:
بررسی آثار هارولد پینتر/ نوشته: مارتین اسلین/ برگردان: عاطفه پاکباز نیا

دو:
دیباچه/ مهرشيد متولي

 (نقل از وبلاگ تا مقصد مي‌خوابم... - جواد عاطفه)

  نوشته شده در  ساعت 7 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM