تبليغاتX
لب چشمه - گزارش جشن كلوپ چشمه - قسمت هفتم و آخر
 
کلوپ مشتريان نشر چشمه
 

 

من علي رستگار هستم، مدير كلوپ چشمه، كسي كه انگار خدا مي‌خواست زيباترين شب زندگي‌اش، شبي كه ماه‌ها انتظارش را مي‌كشيده، با انبوهي از خاطرات بد همراه شود...
و چند نكته‌ي نگفته درباره‌ي مراسم جشن كلوپ چشمه دارم:
بگذريم از اين كه بسياري از اعضاي كلوپ چشمه، حتا آن‌ها كه در همين وبلاگ گفته بودند مي‌آيند و اس ام اس و ايميل زدند كه مي‌آيند و نيامدند و اعتبار ما و كلوپ چشمه پيش مدير نشر چشمه از بين رفت...
اين ها كه جزو نگفته‌ها نيست. نگفته‌ها اين هاست:

1- فيلم مراسم نابود شد!
محك از ما خواسته بود كه كسي از مراسم فيلم‌برداري نكند و خودشان با 3 دستگاه دوربين مداربسته اين كار را انجام دهند. ما هم ساده و بي‌تجربه و شهرستاني، قبول كرديم. بعد گفتند كه به دليل قطع برق در زمان رندر شدن فيلم، هارد دستگاه سوخته و فيلم بي فيلم! (كسي نداند فكر مي‌كند در كشوري زندگي مي‌كنيم كه هيچ‌وقت برق قطع نمي‌شود و قطع برق، يك اتفاق نادر است!) البته در اين دو هفته، بچه‌هاي اتاق فرمان تلاش كردند كه اطلاعات هارد را برگردانند، اما نشد.
و خوب، اين خبر از چندين جهت ناراحت كننده بود:

- كساني كه نتوانسته بودند بيايند، از ديدن مراسم محروم شدند. حتا خود من هم در آرزوي ديدن فيلم مراسم بودم.
- به بچه‌هاي بهزيستي ورامين قول داده بوديم فيلم مراسم را به آن‌ها بدهيم تا برنامه‌اي را كه اجرا كرده بودند به دوستان‌شان نشان دهند.

كاش مسئولين محك، وقتي اين قوانين عجيب را "تحميل" مي‌كردند، به اين هم فكر مي‌كردند كه امنيت لازم را براي اطلاعات كامپيوتري‌شان فراهم كنند. به همه‌ي كساني كه مي‌خواهند در اين سالن مراسمي داشته باشند توصيه مي‌كنم گول كلاس ظاهري آن را نخورند و به تعداد لازم فيلمبردار به همراه داشته باشند تا مثل ما، آرزو به‌دل نمانند.

2- كاوه‌ي عزيز بالاخره امشب عكس‌هاي مراسم را برايم ايميل زد.
محك گفته بود فقط يك نفر اجازه‌ي عكاسي از مراسم را دارد و چشمه هم یک نفر را به‌عنوان عكاس معرفي كرده بود. وقتي عكس‌هاي مراسم را ديدم بهت زده شدم: پس بقيه‌ي عكس‌ها كجاست؟
به كاوه زنگ زدم و گفتم: چرا فقط عكس چهره‌هاي ادبي را فرستادي، پس بقيه‌ي عكس‌ها كو؟
گفت: این عکاس ما فقط از "چهره ها" عكس مي‌گيرد و براي اين مراسم توجيه نشده بوده.

[...] *

و حالا شرمنده‌ي كساني هستيم كه براي‌شان نه فيلمي داريم نه عكسي.

3- در كنار انبوهي از خاطرات بد، چند خاطره‌ي خوب براي من به يادگار مانده:

- اظهار لطفي كه چند نفر از دوستان حاضر جلسه داشتند و خيلي زود، در وبلاگ‌هاي‌شان گزارش مراسم را ثبت كردند؛
- صحبت‌هاي شيرين سخنران‌هاي مراسم، كه البته نصفه و نيمه شنيدم‌شان و چقدر دلم مي‌خواست يك‌بار ديگر به حرف‌هاي‌شان گوش بدهم؛
- اعتماد به‌نفس فوق‌العاده‌ي بچه‌هاي ورامين موقع اجراي برنامه‌شان (در حالي كه پاهاي من مي لرزيد وقتي پشت تريبون بودم)؛
- حرف‌هاي حسن كيائيان، كه بعضي جمله‌هايش را هنوز زمزمه مي‌كنم پيش خودم، به همراه خاطره‌ي مهمان‌نوازي و دريا دلي او؛
- و چند عكس يادگاري از مراسم آن شب ...

ادامه ... (تصاوير مراسم جشن چشمه)

* توضیح:
یک روز پس از نتشار این مطلب، بخش‏هایی از آن حذف شد و به همین دلیل، ممکن است برخی از کامنت‏های مربوط به این مطلب مبهم به نظر برسند.

  نوشته شده در  ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM